Ghadr , قدر , وبسایت علمی و فرهنگی قدر

آزادی مطلق ، آیا آزادی بی قید و شرط ممکن است ؟


سعید بهرامیجمعه 11 تیر 1400
10از6امتیاز علمی این اثر


  آزادی بی قید و شرط , آیا آزادی مطلق ممکن است ؟ , آزادی , آزادی مطلق


سلام ، قبل از شروع بحث باید بگم مقوله آزادی سابقه ای به بلندای تاریخ دارد. از برخی روایات معلوم می‌گردد که این مسئله در عصر نبوت و رسالت و حتی پیش از آن مطرح بوده است.
در واقع هر انسان متفکری با سوالاتی مانند زیر مواجه بوده :

- آزادی یعنی چه ؟ آیا همه انسان ها آزاد هستند ؟ 

- آزادی های اقتصادی ، اجتماعی ، سیاسی و معنوی و ..  یعنی چه ؟

- انسان در برابر اعمال خود چقدر مسئولیت دارد؟ 

- چگونه مسئولیت پذیری متوقف بر آزادی و اختیار وی است؟ 

مسائلی از قبیل ترس، اضطراب و نگرانی، در صورتی قابل توجیه هستند که،  آزادی و اختیار انسان، به عنوان یک پیش فرض پذیرفته شود.

در واقع ، انسانی اضطراب و نگرانی دارد که مسئولیت پذیر باشد و به قولی مسئولیت چیزی را بر عهده بگیرد ، و در واقع انسانی میتواند مسئولیت بر عهده بگیرد که اختیار و آزادی در عمل داشته باشد .

پس شکی در وجود مسئله آزادی انسان در حوزه های گوناگون وجود ندارد. و این مسئله به طور کلی مورد پذیرش تمام ایدئولوژی هاست .

منطق اسلام نیز این است که همه آزادند و آزاد به دنیا می آیند.

امام علی (علیه السلام) در نامه ای به امام حسن  (علیه السلام) فرمود : « لَا تَکُنْ عَبْدَ غَیْرِکَ وَ قَدْ جَعَلَکَ اللّهُ حُرّاً.، عبد و بنده غیر خودت مباش که خداوند تو را آزاد قرار داده »

ایشان (علیه السلام) در جایی دیگر می فرماید : « انّ ادم لم‌یلد عبدا و لا امة و انّ النّاس کلّهم احرار. همانا آدم به برده به دنیا نمی آید و همه مردم آزاد هستند »

اما، بحث ما در اصل مقوله آزادی نیست ، مسئله اینجاست که غالبا عقل و دین، آزادی انسان را محدود می کنند. 

مثلا عقل می گوید، هر کسی حق ندارد هر کاری انجام دهد همچنین عقل آزادی را در رانندگی محدود می کند. و بسیاری از محدودیت های قانونی که اکثرا بواسطه عقل ، وضع شده اند . و روزانه ما با آنها سر و کار داریم.

از طرفی دین نیز آزادی انسان را در زمینه های گوناگون محدود میکند، مثلا در حرف زدن انسان را محدود میکند و می گوید غیبت ، تهمت و دروغ ممنوع هستند 

یا اینکه در خوردن و آشامیدن، می گوید هر چیزی را نباید بخوری یا بیآشامی، حق نداری هر موسیقی را گوش دهی ، چشم تو نیز حق ندارد نگاه به نامحرم کند.

و همه اینها یعنی محدود شدن آزادی ، یعنی آزادی مطلق  انسان توسط عقل و شرع سلب شده است .

حال این سوال پیش می آید که آیا عقل و دین می توانند، آزادی را محدود کنند، آیا آزادی مقدم است یا دستورات عقل و شرع؟ آیا عقل و شرع حاکم بر آزادی هستند ؟ 

مثلا آیا فردی میتواند بگوید، من میخواهم کاملا آزاد باشم، پس هر جور دلم میخواهد رانندگی میکنم؟! 

آیا من می توانم هر چه می خواهم بخورم، شراب و گوشت خوک بخورم، و بگویم دین هم نمی تواند آزادی مرا محدود کند؟ 

پس مسئله این است، آیا آزادی مطلق، آزادی بدون قید و شرط، آزادی فراتر از عقل و دین، ممکن است ؟ و آیا عملا وجود دارد ؟ 

بالواقع، هیچ مکتب و ایدئولوژی قائل به آزادی مطلق نیست و همه آنها می گویند آزادی مطلق امکان وقوعی ندارد ، یعنی اگر هم فرض کنیم آزادی مطلق ، در ذهن و خیال ممکن است ، اما در اجرا در سطح جامعه ممکن نیست .

چرا آزادی مطلق ممکن نیست ؟ 

- اولا آزادی مطلق ، آزادی دیگران را سلب میکند و به آزادی دیگران ضربه میزند.

فرض کنید شما بخواهید کاملا آزاد باشید و هر طور دلتان خواست از چهار راه عبور کنید. اینجا آزادی دیگران سلب می شود زیرا تصادف صورت میگیرد. و علاوه بر نقض آزادی دیگری، حقوق او نیز نقض می شود. حال فرض کنید شما خسارت طرف مقابل را ندهید چونکه میخواهید مطلقا آزاد باشید ، در نتیجه دوباره آزادی و حقوق طرف مقابل نقض می شود .

همین داستان میتواند برای شما نیز اتفاق بیفتد. افرادی میتوانند در اتفاقات گوناگون ، آزادی شما را سلب کند؛ بخاطر اینکه آنها نیز میخواهند آزادی بی قید و شرط داشته باشد . 

- از طرف دیگر ، آزادی مطلق ، زندگی اجتماعی بشر را از بین می برد ، اگر در جامعه هر کس هر کار میخواهد انجام دهد ، هرج و مرج ایجاد می شود ، و جامعه ای که در آن هرج و مرج حاکم باشد نه عقل نه شرع و نه قانون ، دیگر جامعه نیست و از بین رفته است . 

در جامعه ای که هر فرد به دنبال آزادی مطلق خود باشد ، دیگر حقوق افراد سر جایش نیست ، و آنان که زور بیشتر دارند قدرت را بدست می گیرند . مثلا افراد مجرم و قاتل مجازات نمی شوند، زیرا آزادی مطلق دارند، در نتیجه دیگر امنیت وجود ندارد و جان افراد ناقابل می شود.
بشر طی سالیان طولانی فهمید که برای رفع نیاز های خود باید اجتماعی باشد و برای همین ده ها و روستا ها و بعد هم شهرها ، شکل گرفتند . اما بعد از سالیان طولانی که بشر اجتماعی شد ، فهمید برای نگه داشتن اجتماع باید قانون داشته باشد و این قوانین را بروز کند .
 

در واقع عقل، قانوانینی را وضع میکند که، پاسدار آزادی افراد است، و برای اینکه همه آزادی داشته باشند و جامعه از بین نرود، نیاز به وجود قوانین داریم.

پس قانون، مقدم بر آزادی است؛ زیرا قانون مانع تجاوز به آزادی همه افراد است. 

امام خمینی  (رحمه الله)  در مورد این موضوع فرموده:

« در هر مملکتی آزادی در حدود قانون است، در حدود قوانین آن مملکت است. مردم آزاد نیستند که قانون را بشکنند. معنی آزادی این نیست که ، هر کس بر خلاف قوانین ، برخلاف قانون اساسی یک ملت، بر خلاف قوانین ملت ، هر چه دلش می‌خواهد بگوید. آزادی در حدود قوانین یک مملکت است. مملکت ایران مملکت اسلامی است و قوانین ایران،  قوانین اسلام است... و هر قانونی که در ایران بخواهد قانونیت داشته باشد، نمی تواند قانونی باشد که بر خلاف گفته پیغمبر اسلام، برخلاف گفته قرآن باشد. پس آزادی که گفته می‌شود ، که مطبوعات آزادند، بیان

آزاد است ، معنایش این نیست که مردم آزادند که هر کاری می‌خواهند بکنند؛ اینطور آزادی در ایران نمی‌تواند باشد. آزادی در حدود قانون باید باشد. قوانین اسلام را باید ملاحظه کرد؛ در چهارچوب قوانین اسلام، در چهارچوب قانون اساسی، بیان  و بحث آزاد است .»  

ثانیا انسان برای رشد و تعالی و رسیدن به سعادت ، باید هدفمند باشد و باید یک مسیر کمال و سعادت را طی کند .

طبیعتا لازمه رسیدن به مقصد، این است که از مسیر خارج نشود . به عبارت دیگر برای اینکه به مقصد برسیم اولین قانون این است که ، از مسیر درست خارج نشویم.

حال ما میخواهیم به سعادت و تکامل برسیم و این هدف ماست ، پس باید از این راه خارج نشویم و این اولین شرط رسیدن به سعادت  است. 

بیاید درست نگاه کنیم ، همین شرط مهم، یک نوع محدودیت است ! 

بله ما نمی توانیم از راه درست خارج شویم ، پس محدود هستیم ، پس آزادی کامل نداریم ، آزادی مطلق نداریم .

دستورات دینی نیز ، در تلاش هستند ، انسان ها را در راه درست و صیحیح نگه دارند؛ تا به تکامل و سعادت برسد .

 پس دین نیز می تواند ، حاکم بر آزادی باشد و آزادی را محدود کند . وگرنه ، از راه صحیح ، خارج می شویم و اصلا به مقصد (سعادت واقعی) نمی رسیم.

البته آن دینی میتواند انسان و آزادی را محدود کند که ، واقعا دین کامل و صحیحی باشد ، دینی باشد که همه ابعاد زندگی را در نظر بگیرد و برای همه ابعاد زندگی ، برنامه دقیق داشته باشد . 

در نتیجه، هم عقل و قوانین عقلی مقدم بر آزادی هستند، و همچنین دین و قوانينش مقدم هستند. 

اگر ما هرج و مرج اجتماعی نمیخواهیم، اگر می‌خواهیم به تکامل و به سعادت برسیم، باید توابع قوانین باشیم و باید از آزادی مطلق خود بگذریم. 

گفتگو راه تعامل

اگر در مورد این نوشته سوالاتی دارید و یا اینکه فکر میکنید اشکالاتی دارد ، بهترین راه گفتگو مستقیم با نویسنده و سایر کاربران است

← برای شروع کافیست گفتگو را شروع کنید