Ghadr , قدر , وبسایت علمی و فرهنگی قدر

مهمترین علت قیام امام حسین علیه السلام چیست ؟


سعید بهرامیجمعه 19 شهریور 1400
10از5امتیاز علمی این اثر

پس از مرگ معاویه اوضاع تغییر کرد.

چند ماه از حکومت یزید نگذشته بود که امام حسین (ع) قیام کرد و قیامی که در آن یاران ، فرزندان ، برادران  و ..  امام شهید شدند ، و خویشاوندانش به اسارت رفتند .

 اما امام حسین (ع) برای چه قیام کرد ؟ 

چه چیز ارزش جان را داشت ؟ 

آیا ارزش این قیام ، از همه آن مصائب بیشتر است ؟

چندین واقعه قبل از قیام امام حسین (ع) رخ داد و قطعا این وقایع در قیام بی تاثیر نبودند ، یزید بلافاصه بعد از رسیدن به حکومت ، از امام حسین (ع) درخواست بیعت کرد ، برخی میگویند درخواست بیعت از طرف یزید مقارن با پخش خبر مرگ معاویه بود.

« یا بیعت بگیر یا سرهایشان را بفرست » ، این درخواست یزید بود ، و تا این حد بر بیعت پافشاری داشت .

امام حسین  (ع) از مدینه به مکه رفتند و مدتی در مکه بودند، خیل نامه های کوفیان به ایشان رسید ، نامه هایی که تعداد امضا کنندگانشان به هزار می رسید . 

« باغ و بستان‌ها سبز شده، میوه‌ها رسیده و نهرها لبریز گردیده است. پس اگر مایلی به سپاهی که برایت آماده شده، ملحق شو » ، و با این جملات امام را به سپاهی بزرگ و وفادار ، وعده میدادند که آماده است تا خلافت را به امام برساند . و به هر نحوه امام حسین  (ع) دعوت به قیام میکردند.

امام حسین  (علیه السلام) در راه کوفه 

بالاخره امام در هشتم ذی الحجه به سمت کوفه حرکت کردند.
اما براستی آیا دعوت کوفیان باعث قیام امام حسین (ع) شد ؟  آیا دعوت کوفیان به قیام امام حسین (ع) ارزش داد ؟

به نقل تاریخ های صحیح امام حسین  (ع) در میانه راه ، از خلف وعده کوفیان با خبر می شود ، در واقع کوفیان مسلم را تسلیم ابن زیاد کردند و او بهمراه هانی شهید کردند .

اما چرا امام در این هنگام بازنگشت ، و یا مسیر خود را عوض نکرد ، به سرزمینی دیگر می رفت یا به کوهی پناه می برد که از ظل حکومت یزید در امان باشد . اگر کوفیان علت قیام امام حسین (ع) بودند ، در این هنگام میبایست دست از قیام بردارد.

امام حسین ( ع)  به حرکت خود ادامه میدهند . و این ادامه حرکت نشان میدهد محرک اصلی قیام اصلا کوفیان نبودند که الان امام بخواهد دست از قیام بردارد . پس مهمترین علت قیام امام حسین (ع)  چیست ؟


مهمترین علت قیام امام حسین علیه السلام

امام حسین (ع) در سخنانی علت اصلی قیام خود را  امر به معروف و نهی از منکر و احیا اسلام نبوی و اسلام واقعی میداند ، ایشان در نامه ای به بردار خود محمد حنیفه این چنین می گویند :

« وَ اِنّی لَمْ اَخْرُجْ اَشِراً وَ لا بَطِراً وَ لا مُفْسِداً وَ لا ظالِماً وَ اِنَّما خَرَجْتُ لِطَلَبِ الْاِصْلاحِ فِی اُمَّةِ جَدّی صلی الله علیه و آله اُریْدُ اَنْ آمُرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ اَنْهی عَنِ الْمُنْکَرِ وَ اَسیْرُ بِسیرَةِ جَدّی وَ اَبی علی بن ابی طالِبٍ علیه السلام » 

همانا من از روی شر و فساد و ظلم قیام نکردم بلکه برای اصلاح امت جدم قیام میکنم ، من میخواهم امر به معروف و نهی از منکر کنم و به سیره جدم و پدرم عمل کنم .


مسئله چیست ، مگر سیره نبوی انجام نمی شود ؟  مگر کدام منکر انجام می شود که امام حسین (ع) قصد دارد بر علیه آن قیام کند  ؟ مگر کدام معروف ترک شده  ؟ امت مسلمان در چه وضعیت است که نیاز به اصلاح دارد ؟


حقیقت آنست که پس از مرگ معاویه اوضاع تغییر کرد. فردی روی کار آمده که علنا فسق و فجور میکند ، خلیفه مسلمین علنا شراب میخورد ، میمون باز است ، با محارم زنا میکند . یعنی خلیفه پیامبر اکرم  (صل الله علیه و آله) ، علنا مسلمان نیست و شریعت را به بازیچه گرفته است ، و با دین مردم بازی میکند .

 این یعنی به خطر افتادن اسلام ، نه تنها به سیره نبوی اعتنا نمی شود بلکه اصل اسلام نیز در حال استحاله و دگرگونی است ، نسل های جدید امت اسلام همین طور ، چیزی از اسلام  نشنیده بودند ، چه برسد به اینکه خلیفه مسلیمن نیز کافر باشد و درحال خشکاندن ریشه اسلام باشد.

البته معاویه نیز سیاست های شدیدی را برای مسخ جامعه اسلامی و به هدف از بین بردن اسلام انجام میداد ، از تبعیض های نژادی تا رقابت های قبیله ای گرفته ، تا ایجاد فرقه های منحرف دولتی مثل جبریه و مرجئه. 

 اما امام حسین (ع) به دلائلی ، مثل پیمان نامه امام حسن (ع) و ظاهر الصلاح بودن معاویه ، قادر به قیام نبود و حتی در صورت قیام ، اثر چندانی نداشت که بحث آن نیز مفصل است .

اما یزید ظاهر الصلاح نبود و مانند پدرش معاویه ظواهر اسلام را نیز حفظ نمی کرد . و علنا تیشه به ریشه اسلام میزد.

مردم مدینه بعد از شهادت امام حسین (ع) گروهی را به شام فرستادند تا اوضاع را بررسی کند ، بعد از برگشت مردم از آنها می پرسند که اوضاع چگونه بود ، میگویند : نپرسید که ما در مدتی که در شام بودیم می ترسیدیم که از آسمان بر ما سنگ ببارد ، همین قدر به شما بگوییم که ما از نزد کسی آمده ایم که علنا شراب میخورد علنا سگ بازی میکرد هر فسقی انجام میداد ، حتی با مادر خود زنا میکرد .


اینجاست که تعبیر امام حسین (ع) معنی پیدا کرد که فرمود : « وعلی الإسلام السلام إذا بلیت الأُمّة براعٍ مثْل یزیدٍ » و فاتحه اسلام را خواند زيرا امّت اسلام گرفتار چوپانى همانند يزيد شده است.

بله مسئله اصلی این بود که امام می دید ، اصل اسلام در حال نابودی و استحاله شدن است .

 اما نه به صورت پنهانی بلکه کاملا آشکارا ، مانند چوبی که آتش آن زبانه گرفته و ظاهرا و علنا میتوان آتش را در آن دید .

 حلال خدا حرام و حرام او حلال شده بود و بیت المال مسلمین دست افراد کافر قرار گرفته بود و علنا ضروریات اسلام را هتک می کردند ، وقتی خلیفه و جانشین پیامبر اکرم (صل الله علیه و آله) ، تیشه به ریشه اسلام بیندازد تکلیف مسلمانان نیز معلوم است ، آنگاه بود که از اسلام فقط اسمی مانده بود ، و نسل های جدید چیزی از اسلام درک نمی کردند. 

 و امام نیز مسئول دین مردم است و باید آن را حفظ کند و از طرفی همین دین او را مکلف به مقوله ای بنام امر به معروف و نهی از منکر میکرد ، یعنی این امر به معروف و نهی از منکر در طول همین حفظ اصل اسلام بود .

 قیام  امام حسین (ع) در واقع امر به معروف و نهی از منکری بود که باعث حفظ و احیا اسلام و سیره نبوی بود.

 امام بارها از عامل امر به معروف و نهی از منکر اسم می برند در حالی که در صحبت هایش تکیه ای بر دعوت کوفیان و بیعت نمی کنند.

البته شاید بتوان بیعت نکردن امام حسین را اولین مرحله امر به معروف و نهی از منکر ایشان دانست ، یعنی ایشان امر به معروف و نهی از منکر را با بیعت نکردن آغاز کردند ، این خود نوعی امر به معروف ونهی از منکر عملی می باشد .

امام حسین (ع) هنگام خروج از مدینه فرمودند: «اَلّلهُمَّ اِنِّی اُحِبُّ الْمَعْرُوفَ و اَ‎كْرَهُ الْمُنْكَرَ»؛ خدایا، من ارزش‌ها را دوست دارم و از ضدّ ارزش‌ها بیزارم. امام حسین (ع) با بیان این شعار، جنبش را آغاز و خروج از مدینه را عمومی و علنی کردند و با همین تعبیر در مزار پیامبر (صل‌الله‌علیه‌وآله)، از جدّ خویش خداحافظی و سفر خونین و تاریخی خود را آغاز کردند. معنای تاریخی و فراتاریخی این جمله کوتاه ولی پردامنه، آن بود که بی‌طرف نیستم و هرگز نخواهم بود.

و این تعابیر قبل از نامه کوفیان بود و اصلا حرفی از وعده های آنان نبود ، پس معلوم می شود ، مهمترین علت قیام امام حسین (ع) ، حفظ اسلام و جلوگیری از انحطاط جامعه اسلامی بود که بوسیله امر به معروف و نهی از منکر می بایست اینکار را انجام دهند . 

و اگر اینچنین نبود ، امروز سخنی از اسلام نبود ، دست کم سخنی از معارف حقه اسلام نبود ، نهایتا اسلامی پر از منکرات بدست ما میرسید. پس اکنون میتوان گفت چه چیز ارزش جان هایشان را داشت ؟ و میتواند گفت : بله ارزش این قیام از همه آن مصائب بیشتر بود زیرا این قیام بود که اسلام را نگه داشت و نگه میدارد .

والسلام علی من التبع الهدی

گفتگو راه تعامل

اگر در مورد این نوشته سوالاتی دارید و یا اینکه فکر میکنید اشکالاتی دارد ، بهترین راه گفتگو مستقیم با نویسنده و سایر کاربران است

← برای شروع کافیست گفتگو را شروع کنید