چشم‌زخم واقعیت یا خرافه ؟


علی میرزاییسه‌شنبه 03 اسفند 1400
10,9امتیاز علمی این اثر

چشم‌زخم واقعیت یا خرافه

«قابل توجه خوانندگان محترم این مقاله در برخی از بخش ها توسط بنده تکمیل شده است»

الف) تعريف چشم‌زخم

چشم‌زخم عبارت است از نيروى مرموزى كه در چشم برخى انسان‌ها وجود دارد كه ممكن است با يك نگاه مخصوص، طرف مقابل را بيمار يا هلاك كند. 2

برخی می گویند چشم‌زخم آسیبی است که گمان می‌رود از اثر نگریستن برخی افراد شورچشم به انسان یا دیگر جانوران و اشیا وارد می‌شود.3

شورچشمی حالتی غیر اختیاری است که از حس حسادت در مواقع بروز خوشحالی، موفقیت، زیبایی، تحسین و... دیگری نشأت می‌گیرد. برخی معتقدند چشم‌زخم تأثیر قوای نفسانی است.4

چشم‌زخم با حسادت پیوند نزدیکی دارد 5 و در برخی روایات، منشأ آن را حسد دانسته‌اند.6 علامه مجلسی گفته است برخی از مفسران، آیه ۵ سوره فلق را که در آن از حسادتِ حسودان یاد شده، در این‌باره می‌دانند.7

در اين نوشتار اين مطلب را از چند جهت مورد بررسى قرار مى‌دهيم:

چشم‌زخم از ديدگاه اسلام

تأثير چشم و نيروهاى مرموز آن از ديرزمان مورد توجه بشر بوده است. شايد نتوان تاريخ دقيقى براى شروع اين عقايد يافت؛ اما آن‌چه مسلم است انسان‌ها در اثرات تجربيات روزمره و برخى نقل‌هاى تاريخى و دينى به اين مطلب اعتقاد پيدا كرده‌اند. هرچند در اين بين خرافاتى نيز راه يافته است كه محتاج پالايش است.

ب) چشم‌زخم از ديدگاه قرآن كريم

وَ إِنْ يَكٰادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصٰارِهِمْ لَمّٰا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَ يَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ.8

«و مسلماً، نزديك بود كسانى كه كفر ورزيدند هنگامى كه آگاه‌كننده (قرآن) را شنيدند با ديدگانشان تو را بلغزانند و مى‌گويند: قطعاً، او ديوانه است.»

نكته: «ليزلقونك» از ماده «زلق» به معنى لغزيدن و بر زمين افتادن است و كنايه از هلاكت و نابودى است.

شأن نزول اين آيه:

بعضى نقل كرده‌اند كه آيه در مورد گفتار برخى مخالفان ولايت على عليه السلام در روز غدير خم بود كه به پيامبر صلى الله عليه و آله (در هنگامى كه دست على عليه السلام را براى امامت بالا برد) نگاه كردند و گفتند به چشمان او نگاه كنيد مثل چشم ديوانگان مى‌چرخد. پس جبرئيل آمد و آيه فوق نازل شد.

بعضى مفسران نقل كرده‌اند كه در قبيله بنى اسد افرادى بودند كه چشم‌زخم مى‌زدند و برخى از آنها مى‌خواستند پيامبر صلى الله عليه و آله را چشم‌زخم بزنند كه آيه فوق به اين مناسبت نازل شد.9

ديدگاه‌هاى مفسران

در مورد اين آيه سه تفسير بيان شده است:

اول) منظور اين است كه دشمنان به هنگامى كه آيات با عظمت قرآن را از تو مى‌شنوند، به‌قدرى خشمگين و ناراحت مى‌شوند و با عداوت به تو نگاه مى‌كنند كه گويى مى‌خواهند تو را با چشم‌هاى خود بر زمين افكنند و نابود كند. يعنى آنها مى‌خواهند از طريق چشم‌زخم تو را از بين ببرند.

دوم) اين آيه كنايه از نگاه‌هاى بسيار غضب‌آلود است؛ مانند اين‌كه مى‌گوييم فلان كس چنان بد به من نگاه كرد كه گويى مى‌خواست مرا با نگاهش بكشد.

سوم) قرآن مى‌خواهد تضاد عجيبى را كه ميان گفته‌هاى دشمنان اسلام وجود داشت، با اين بيان ظاهر سازد. آنها وقتى آيات قرآن را مى‌شنوند، آن‌قدر مجذوب مى‌شوند و در برابر آن اعجاب مى‌كنند كه مى‌خواهند تو را چشم بزنند (زيرا چشم‌زدن معمولاً در برابر امورى است كه بسيار اعجازانگيز است)؛ اما درعين‌حال مى‌گويند: تو ديوانه‌اى! و اين راستى شگفت‌آور است. ديوانه و پريشان‌گويى كجا و اين آيات اعجاب‌انگيز جذاب و پرنفوذ كجا؟! اين سبك‌مغزان نمى‌دانند چه مى‌گويند و چه نسبت‌هاى ضد و نقيض به تو مى‌دهند.10

بررسی

با توجه به سياق و لحن آيه كه مى‌فرمايد: «نزديك است كه كافران با چشم تو را بلغزانند»، مى‌توان نتيجه گرفت كه تفسر دوم مناسب‌تر است. آيه بيان نوعى نگاه خشم‌آلود و چشم‌غُرّه رفتن است؛ به‌گونه‌اى كه طرف مقابل را بترساند و از جاى خود بلغزاند و از ميدان به‌در كنند.

اين تفسير چند شاهد و مؤيد دارد:

۱. سران قريش به پيامبر صلى الله عليه و آله چشم‌غُرّه مى‌رفتند و مى‌خواستند او را بترسانند؛ چراكه در نظر آنان اين فرزند يتيمى بود كه حق نداشت به بت‌هاى آنان توهين كند.

۲. كفار از پيامبر صلى الله عليه و آله نفرت داشتند و با نگاه خشم‌آلود به او نگاه مى‌كردند.

درحالى‌كه چشم‌زخم در هنگامى است كه انسان از عظمت چيزى تعجب كند و آن را چشم بزند.

۳. روايتى كه شأن نزول چشم‌زخم در مورد آيه ۵۱ سوره قلم نقل مى‌كنند ضعيف است و در تفاسير مجمع البيان و صافى با لفظ «قيل» (گفته شده) آمده است.

پس مى‌توانيم نتيجه بگيريم كه آيه فوق ربطى به چشم‌زخم ندارد.

اين برداشت موافق با نظر برخى مفسران است.11

در سوره فلق مى‌خوانيم: وَ مِنْ شَرِّ حٰاسِدٍ إِذٰا حَسَدَ.12

«و از بدى حسود هنگامى كه رشك ورزد (به پروردگار پناه مى‌برم)».

گاهى تصور مى‌شود كه آيه آخر سوره فلق به چشم‌زخم حسودان دلالت مى‌كند. چرا كه چشم‌زدن نوعى حسد نفسانى است كه در هنگام تعجب حسود ظاهر مى‌شود.

در توضيح اين آيه بايد گفت كه حسادت يك حالت روانى است كه گاهى مخفى است و ضررى به طرف مقابل نمى‌زند؛ اما گاهى در عمل ظاهر مى‌شود؛ يعنى حسود كارى مى‌كند كه نشانه حسادت اوست و موجب ضرر به ديگرى مى‌شود.

اين آيه بيان صورت دوم حسادت است؛ يعنى پناه بردن به خدا از شر حسودانى كه حسد خود را در عمل آشكار مى‌كنند.13

پس آيه ربطى به چشم زخم حسودان ندارد.

يكى ديگر از آياتى كه در مورد چشم‌زخم مورد استناد قرار گرفته است اين آيه است:

وَ قٰالَ يٰا بَنِيَّ لاٰ تَدْخُلُوا مِنْ بٰابٍ وٰاحِدٍ وَ ادْخُلُوا مِنْ أَبْوٰابٍ مُتَفَرِّقَةٍ وَ مٰا أُغْنِي عَنْكُمْ مِنَ اللّٰهِ مِنْ شَيْءٍ إِنِ الْحُكْمُ إِلاّٰ لِلّٰهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَ عَلَيْهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُتَوَكِّلُونَ * وَ لَمّٰا دَخَلُوا مِنْ حَيْثُ أَمَرَهُمْ أَبُوهُمْ مٰا كٰانَ يُغْنِي عَنْهُمْ مِنَ اللّٰهِ مِنْ شَيْءٍ إِلاّٰ حٰاجَةً فِي نَفْسِ يَعْقُوبَ قَضٰاهٰا وَ إِنَّهُ لَذُو عِلْمٍ لِمٰا عَلَّمْنٰاهُ وَ لٰكِنَّ أَكْثَرَ النّٰاسِ لاٰ يَعْلَمُونَ.14

«و گفت: اى پسران من، (همه) از يك دروازه (به شهر) در نياييد، بلكه از دروازه‌هاى مختلف وارد شويد، و من (با اين سفارش) چيزى از (قضاى) خدا را از شما دورز نمى‌توانم داشت. فرمان جز براى خدا نيست. بر او توكل كردم، و توكل كنندگان بايد بر او توكل كنند. * و چون همان‌گونه كه پدرشان به آنان فرمان داده بود وارد شدند، (اين كار) چيزى را در برابر خدا از آنان برطرف نمى‌كرد جز اين‌كه يعقوب نيازى را كه در دلش بود، برآورد. و بى‌گمان، او از (بركت) آن‌چه بدو آموخته بوديم داراى دانش (فراوان) بود؛ ولى بيشتر مردم نمى‌دانند».

برخى گفته‌اند كه اين آيه در مورد چشم‌زخم است كه حضرت يعقوب از آن مى‌ترسيد و از اين‌ رو به دوازده فرزندش دستور داد كه در هنگام وارد شدن به مصر از يك دروازه وارد نشوند تا كثرت آنها موجب اعجاب و چشم‌زخم به آنان نشود.15

با بررسى آيات قبل و بعد اين دو آيه متوجه مى‌شويم كه اين آيه ربطى به چشم‌زخم ندارد؛ چرا كه برادران يوسف در يك سفر ديگر هم به مصر رفته بودند و گاهى با هم به شكار و صحرا مى‌رفتند؛ ولى هيچگاه يعقوب چنين دستورى به آنان نداده بود. آيا چشم زخم فقط در اين يك سفر بود؟

پس علت اصلى آن بود كه برادران پس از سفر اول و طبق درخواست حاكم مصر مى‌خواستند بنيامين برادر ديگر خويش را همراه ببرند و يعقوب متوجه شده بود (با فراست يا علم الهى) كه حاكم جديد مصر همان يوسف است؛ ولى مى‌خواست زمينه ملاقات خصوصى يوسف و بنيامين را فراهم كند تا بتوانند در خلوت با هم صحبت كنند و يقين حاصل كند كه حاكم جديد همان يوسف است؛ چرا كه اگر همه برادران از يك دروازه وارد مى‌شوند يوسف خود را معرفى نمى‌كرد ولى اگر به‌صورت متفرق وارد مى‌شدند ممكن بود يوسف كه بنيامين را بشناسد خود را معرفى كند.

از اين‌ رو در دنباله آيه به نكته‌اى و حاجتى كه در نفس يعقوب (حاجة فى نفس يعقوب) بود اشاره مى‌كند.

در آيه بعد إِنِّي أَنَا أَخُوكَ 16 اشاره مى‌كند كه يوسف بلافاصله بنيامين را شناخت و خود را معرفى كرد. اين برداشت را برخى از مفسرين قديمى نيز ذكر كرده‌اند.17

پس اين آيه هم ربطى به چشم‌زخم ندارد.

ج) چشم‌زخم از ديدگاه روايات

بر پایه روایاتی که در منابع حدیثی فریقین نقل شده، چشم‌زخم واقعیت دارد. در یکی از این احادیث گفته شده اگر چیزی می‌توانست بر قضا و قدر سبقت گیرد، چشم‌زخم بود. 18 در روایاتی که از امامان شیعه رسیده نیز به واقعیت داشتن آن تصریح و راه‌های برای در امان ماندن از آن توصیه شده است.19

در نهج البلاغة مى‌خوانيم: «العين حق و الرقى حق»؛ چشم زخم حق است و توسل به دعا براى دفع آن نيز حق است.

در برخی روایات از امام صادق علیه السلام نقل شده كه براى جلوگيرى از چشم‌زخم (توسط خود انسان) يا چشم خوردن، سه مرتبه بگويند: «ماشاء الله لا قوة الاّ بالله العلى العظيم».20

در برخى روايات ديگر آمده است كه ذكر خدا را بگوييد. 21 و 22

د) چشم‌زخم از ديدگاه عقل و علم

اثر چشم عميق در ديگران كه موجب هلاك يا بيمارى آنها شود از نظر عقلى محال نيست؛ چه اين‌كه بسيارى از دانشمندان امروز معتقدند در بعضى از چشم‌ها نيروى مغناطيسى خاصى نهفته شده كه كارايى زيادى دارد. حتى با تمرين و ممارست مى‌توان آن را پرورش داد.

خواب مغناطيسى از طريق همين نيروى مغناطيسى چشم‌هاست.

در دنيايى كه اشعه ليزر كه شعاعى است نامرئى، مى‌تواند كارى كند كه از هيچ سلاح مخربى كارساز نيست، پذيرش وجود نيرويى در بعضى از چشم‌ها كه از طريق امواج مخصوص در طرف مقابل اثر بگذارد، چيز عجيبى نخواهد بود.

بسيارى نقل كرده‌اند كه افرادى را ديده‌اند كه داراى اين نيروى مرموز چشم بوده‌اند و افراد يا حيوانات يا اشيايى را از طريق چشم‌زدن از كار انداخته‌اند.23

پس اين امور از نظر علم و عقل ممكن است.


در امان ماندن از چشم‌زخم

ائمه شیعه در دعاهایی که از آنان نقل شده، از خدا خواسته‌اند تا چشم‌زخم را از آنان دور بدارد. یکی از خواسته‌های امام سجاد علیه السلام در دعای بیست و سوم صحیفه سجادیه همین است 24

در روایات شیعه، برای محفوظ ماندن از اثر چشم‌زخم، خواندن معوذتین، آیه الکرسی و آیه و ان یکاد سفارش می‌شود.

بر پایه روایتی از امام هشتم شیعیان، قرائت سوره حمد و معوذتین برای دفع چشم‌زخم توصیه گردیده است.25 از امام رضا علیه السلام نقل شده است که برای دفع چشم‌زخم، نوشته‌ای از سوره حمد، معوذتین و آیه الکرسی را در شیشه‌ای قرار دهید.26

همچنین از امامان شیعه نقل شده هنگامی که چیزی شما را به تعجب آورد، ذکر خدا را به زبان جاری کنید. و اذکاری مانند تکبیر، حوقله و ماشاءالله را بگوید.27


جمع‌بندى و نتيجه‌گيرى:

در قرآن كريم به صراحت از چشم‌زخم سخنى به ميان نيامده است؛ ولى در روايات اشاراتى به اين نيروى مرموز چشم شده است و از نظر عقلى و علمى نيز مانعى براى پذيرش چشم‌زخم نداريم.

اما بايد توجه داشت كه اين مطالب به‌معناى پذيرفتن همه خرافاتى كه در اين زمينه رايج است نيست.

يعنى انسان نمى‌تواند كسى را متهم به چشم‌زخم‌زدن (چشم شورى) كند و از سوى ديگر، براى نجات از چشم‌زخم نمى‌توان هر راه حل خرافى را پذيرفت.



2  ر. ك: تفسير نمونه، ج ۲۴، ص ۴۲۴ به بعد.

3   دانشنامه جهان اسلام، مدخل چشم‌زخم.

4  ملاصدرا، شرح اصول کافی، ج۲، ص۴۴۲.

5  بوی، ص۲۳۸

6  مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۷۰، ص۲۴۸.

7  مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۷۰، ص۲۴۸.

8  قلم، ۵۱.

9  فيض كاشاني، تفسير صافي، ج ۵، ص ۲۱۵ به بعد. (روايت اول را از كافي نقل مي‌كند)؛ مجمع البيان، ذيل آيه قلم، ۵۱.

10  ر. ك: تفسير نمونه، ج ۲۴، ص ۲۲۴.

11   ظاهر سخن فيض كاشاني در تفسيرش همين مطلب است (ج ۵، ص ۲۱۵) و آيت الله معرفت از اساتيد حوزه علميه قم نيز همين مطلب را پذيرفته‌اند.

12   فلق، آيه ۵.

13   براي آگاهي بيشتر، ر. ك: الميزان، ج ۲۰، ص ۵۵۰؛ تفسير صافي، ج ۵، ص ۳۹۵.

14  يوسف، آيه ۶۷-۶۸.

15    ر. ك: تفسير صافي، ج ۳، ص ۳۲ (فخاف عليهم العين).

16    يوسف، آيه ۶۹.

17    ر. ك: تفسير كبير فخر رازي، ج ۱۸، ص ۱۷۴؛ سيوطي، درّالمنثور، ج ۴، ص ۲۶. آنها از ابراهيم نخعي كه از مفسرين عالي‌قدر تابعين است نقل مي‌كنند.

18  ابن حنبل، ج۲، ص۳۱۹: به نقل از دانشنامه جهان اسلام مدخل چشم‌زخم، مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۶۰، ص۹، ۲۵-۲۶.

19  مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۶۰، ص۲۵-۲۶.

20    ر. ك: طبرسي، مكارم الأخلاق، ص ۴۴۵؛ بحارالأنوار، ج ۶۳، ص ۲۶.

21    بحارالأنوار، ج ۶۳، ص ۲۵.

22    روايات چشم زخم زياد است. ر. ك: بحارالأنوار، ج ۶۳، ص ۱ تا ۴۲؛ اصول كافي، ج ۲، ص ۵۶۹.

23    تفسير نمونه، ج ۲۴، ص ۴۲۶ به بعد.

24  صحیفه سجادیه، ۱۳۷۶ق، ص۱۱۴.

25  کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۶، ص۵۰۳.

26  طبرسی، مکارم الاخلاق، ۱۴۱۲ق، ص۳۸۶؛ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۶۰، ص۲۶.

27  طبرسی، مکارم الاخلاق، ۱۴۱۲ق، ص۳۸۶؛ کفعمی، المصباح الکبیر، ۱۴۰۵ق، ص۲۲۰؛ مجلسی، بحارالانوار، ج۶۰، ص۲۶.

این نوشته را به اشتراک بذارید :
کپی کردن لینک

گفتگو راه تعامل

اگر در مورد این نوشته سوالاتی دارید و یا اینکه فکر میکنید اشکالاتی دارد ، بهترین راه گفتگو مستقیم با نویسنده و سایر کاربران است

← حساب کاربری خود را ایجاد کرده و گفتگو را شروع کنید